تبليغاتX
یخ فروش جهنم

یخ فروش جهنم

 
 
About Me

My Blog
My Archive
My Categories

Daily Links
Friends Link

ازدست رفته
امیدوار*حسین*
امیدوار2*حسین*
عاشق*حانیه*
تنهایی*مهدیه*
بهار
:.° ®دُختَرے حاضِر جوابـ ® °:.
tanha m
حرفهای نگفته*افسانه*
سپیده
دختر آبی
الهه
بهناز
عشق وثانیه های سوخته*آبجی رویا*
رومینا
دلتنگیام(m)
عشق ما پرسپولیس(هانیه)
عشق سوخته
محیای دل شکسته
سوپر مارکت *پریسان*
دخترونه*شیما*
رهایی
مژگان
دختری از کهکشان پانتیشان
سحر شیطون بلا
اشک غم (سعید)
دختری از صحرای سوزان(هستی)
دخترک سرافراز(سمیه)
رویاهای بلوری(شیرین)
خوشگل خانم
قند عسل(هانیه)
pink girl(حانیه)
علوسک و ملوسک
عشق*هانی*
مت بدون پت*مهسا*
فلانی از فلان شهر*هانیا*
قاتی پاتی*مارال*
یه قدم من ،یه قدم تو*ثریا*
من و عشقم *گلی*
*فرناز جون*
دختر چشم آبی *باران*
قلب کوچیک من*مائده*
افسانه ی شهر بارون
کلبه تنهایی من
خزان عشق*شیرین*
غار نشین تنها*مهناز*
چی شد اون همه دوست داشتن*آرتا*
انتظار*زکیه*
یه بوس بده*ماریا*
دخترونه*زرین طلا*
*rezvan*AlOne Girl
صدایم کن *افسانه*
کلبه تنهایی *غزل*
دوستانه(f.m)
بازار 90(نرگس)
کسی که مثل هیچ کس نیست(رها)
تنهایی(راحله)
قلب های تصادفی*زهرا*
دوستت دارم
کلبه احساس*حمیده*
دختری خسته از عشق
زندگی لبخند بزن
پرنسس تنها*اتی و بهار*
عکسدونی*خانم گل*
DEAR*نازنین*
همراز عشق
ماهی کوچولو*مهسا*
نسیم جان
بهار عشق*بهار*
عشق مبهم *اسماء*
یک پسر و دختر امروزی*فرهاد*
مترسک مهربون*مرضی*
چشمانی بارانی*هلنا*
غربه آشنای من*نداجون*
بارش شبنم روی پل*فرشته*
کاش زمان بگذرد*مریم*
منو آجی کوچولوم*رها*
سلام خدا من خوبم*هانیه*
دور از همه*پریسا*
نم نم اشکهای من*مینا جان*
دنیای ستارگان*اعظم جان*
قالب وبلاگ
اخبار آي تي
گرافيک و آموزش فتوشاپ
ايران ترجمه
موبايل

Template By
 
 
جمعه یازدهم فروردین 1391
عیدنوروز

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

سلام به همه عزیزانم

میدونم کسی بهم سر نمیزنه و. دیگه خواهر و برادرای گلم

 بهم سر نمی زنن ولی بازم به همهشون میگم عیدتون مبارک

میدونم دیر اومدم میدونم بی معرفتم میدونم اصلا بهتون سر

بالاخره هر چی و هر کی هستم یه روزی باهم سلام و احوالپرسی

امیدوارم مثل گذشته بهم سر بزنید و دوباره کنار هم باشیم

روزای نوروزم داره تموم میشه

امیدوارم بهتون خوش گذشته و بقیه روزا بگذره

ممنون بابت همه چی دوستون دارم بوس بوس بوس

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

هر دو فکر میکنند طرف مقابلشون گرفتاره

و تماس نمیگیرن چون فکر میکنن نباید مزاحم بشن

وقتی زمان گذشت

هردو فکر میکنند بذار طرف مقابل تماس بگیره

بعدش هرکدوم فکر میکنند که چرا من اول تماس بگیرم؟

اینجاست آغاز تبدیل علاقه شون به نفرت

نهایتا بدون هیچ تماسی از یاد هم غافل میشن  
وهمدیگر و فراموش میکنن
 
پس تماستون رو با هم حفظ کنید 

نمیخوام شما یکی از این دو نفر باشید

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 یه اتاق دنج و روشن


یه نگاه عاشق و من



سیگار و طعم وودکا


چه شبی ساخته واسه ی ما

رد لبهام روی گیلاس

نفسات حبسه یه احساس

منو توو بغل میگیری

میخونی بی من میمیری

چشماتو نبیند رو دنیام

خودتو ببین توو رگهام

بی تو انتهای سرمام


بی تو تاریک میشه فردام

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  ساعت 16:57  توسط سعید  |   
 
یکشنبه هفتم اسفند 1390

..................سلام .........................

کاش میشد به گذشته برگشت

کاش این یه خواب بود و از

 کابوس بیدار میشدیم  ولی...

 فقط همین .....................

دوست دارم ............

بای..............

+ نوشته شده در  ساعت 23:2  توسط سعید  |   
 
یکشنبه دوم بهمن 1390
عشق

نایت اسکین

دوستــــــــــــــ دارم که.....

يه اتاقي باشه گرمه گرم ... روشنه روشن ... تو باشي

منم باشم ... کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد...

تو منو بغلم کني که نترسم ...که سردم نشه ...که نلرزم ...

اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار ... پاهاتم دراز کردي ...

منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم ...

با پاهات محکم منو گرفتي ... دو تا دستتم دورم حلقه کردي ...

بهت مي‌گم چشماتو مي‌بندي؟ ميگي آره! بعد چشماتو مي‌بندي ...

بهت مي‌گم برام قصه مي‌گي تو گوشم؟ مي‌گي آره!

بعد شروع مي‌کني آروم آروم تو گوشم قصه گفتن ...

يه عالمه قصة طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي‌شن ...

مي‌دوني؟ مي‌خوام رگ بزنم ... رگ خودمو ... مچ دست چپمو ...

يه حرکت سريع ... يه ضربه عميق ... بلدي که؟ ولي

که نمي‌دوني مي‌خوام رگمو بزنم ... تو چشماتو بستي ...

نمي‌دوني من تيغ رو از جيبم در ميارم ... نمي‌بيني

که مي برم ... نمي‌بيني خون فواره مي‌زنه ...

رو سنگاي سفيد ... نمي‌بيني که دستم مي‌سوزه و لبم رو گـــــاز

مي‌گيرم که نگم آااخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني ...

تو داري قصه مي‌گي.. من شلوارک پامه ...

دستمو مي‌ذارم رو زانوم ... خون مياد از دستم مي‌ريزه رو زانوم

و از زانوم مي‌ريزه رو سنگا ... قشنگه مسير حرکتش!

قشنگه رنگ قرمزش ... حيف که چشمات بسته است و نمي‌توني ببيني ...

تو بغلم کردي ... مي‌بيني که سرد شدم ... محکمتر

بغلم مي‌کني که گرم بشم ... مي‌بيني نامنظم نفس مي‌کشم ...

تو دلت ميگي آخي دوباره نفســــــش گرفت!

مي‌بيني هر چي محکمتر بغلم مي‌کني سردتر ميشم ...

مي‌بيني ديگه نفس نمي‌کشم ... چشماتو باز مي‌کني

مي‌بيني من مــــــردم ... مي‌دوني؟

من مي‌ترسيدم خودمو بکشم! از سرد شدن ... از تنهايي مردن ...

از خون ديدن ... وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم ...

مردن خوب بود، آرومِ آروم ... گريه نکن ديگه!

... من که ديگه نيستم چشمـــــــــــتاتو بوس کنم

بگم دلم مي‌گيره‌ها ! بعدش تو

همون جوري وسط گريه‌هات بخندي ... گريه نکن ديگه خب؟

دلم مي‌شکنه... دلِ روح نازکه ... نشکنش خب...

نایت اسکین

 

برگرفته شده از:بلاگ مینا جان(www.namnam6.blogfa.com)

+ نوشته شده در  ساعت 14:58  توسط سعید  |   
 
پنجشنبه پانزدهم دی 1390
سلام

 

          سلام جیجرا

 

 

سلام به همه خوب عزیزانم ببخشید اگه نیومدم بهتون سربزنم.......واسم

کامنت گذاشتین جواب

ندادم....  من اومدم که اگه خدا بخواد دوباره بشم سعید قبل البته اگه این

زمونه بذاره .....

خوب از همه اونایی که اومدن به وبم ممنونم .........

پنجره ی ذهنم را همیشه رو به روشنایی گشوده ام ...

اما ...

مثل اینکه این روزها

ابر های خیال بیشتر خود نمایی می کنند

امروز پنجره را می بندم   

شاید تا فردا ...

شاید هم تا ...

در انتظار باد و خورشید نه که نباشم

اما به این شمع های رو به تحلیل بسنده می کنم .

فوووووووووووووت ...

 

اي قشنگ ترين بهانه زندگيم به من بگو مهرو محبت را

از كدامين چشمه زيبايي گرفتي كه خارها را گل كردي

و دل ها را عاشق خود و انوار كدامين ستاره اي

 كه روشنايي چشمانت را از آن گرفته اي

كه با نگاهت شعله عشق را در جانم افروختي.

 صدايت را از كدام مرغ خوش آوا گرفته اي

 كه طنين آن مرهم همه زخم هاي من است.

گام هایم را بلند تر برمیدارم  

تا زمین بی حوصله زیرپایم به لرزه نیافتد. 

گام برمی دارم ... 

تا بی کرانه های صعود...

افکارم جلوتر از قدم هایم می دود

صدای سکوت...

فریاد آتش زبانه می کشد .

چشم هایم رو به تزلزل

کاش می شد از افکارم سبقت گرفت

دیبشب تو درآغوش من آرمیدی و من

همچنان که موهای بلندت را نوازش می کردم

باران پشت شیشه را تماشا می کردم که

بر روی قلبهایمان می ریخت و

دوستیمان

مانند غنچه ای زیباترو تازه تر می شد

 

برام حتما نظر بذارید بابای

+ نوشته شده در  ساعت 0:37  توسط سعید  |   
 
جمعه یازدهم آذر 1390

 

سلام بر تمامی عاشقان سیدالشهدا و یاران مظلومش

اول شهادت سرور وسالار شهیدان اباعبدا... الحسین

را به همهی دوستان تسلیت عرض میکنم

ببخشید مدتیه اصلا دل و دماغ قبل رو ندارم واسه اومدن به نت تمام کسایی

که میومدن بلاگم دیگه نمیان معلومه فراموشم کردن ....

دعا کنید بازم مثل قبل بتونم بیام بهتون سر بزنم

عزیزان التماس دعا

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 14:50  توسط سعید  |   
 

hasratdost

سعید

hasratdost

http://hasratdost.blogfa.com

یخ فروش جهنم

یخ فروش جهنم

یخ فروش جهنم

یخ فروش جهنم

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog